ای نو بهار آرزو دارم برایت گفتگواز نور چشمان غزل ، از آفتاب رو برواز آن دو چشمانی که در هر دم صدایم میکنداز آن نفسهای پر از گرمی و صدها آرزواز تار مویی که شده ، پیچیده بر پای دلماز تار مویی که دلم بسته به پیچ و تاب اواز آن شکرهایی که از لبهای یاری می چکداز آن کلامی که بود در هر نگاهی مو به مواز آن دو دست آشنا که خود تنیده در هم واز آن حرارت که بود در ب
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
تاريخ: يکشنبه
9 ارديبهشت
1397 ساعت: 10:53